زن و مصرف هنری خانواده

IMG_9336.preview

آنچه در این مقاله بررسی خواهد شد، رابطه‌ی سه جانبه‌ای است که بین سه گزاره‌ی زن، کالای هنری و خانواده برقرار است. اگر بتوانیم این رابطه را به شکل هندسی ترسیم کنیم، مثلثی، شکل خواهد گرفت که زن در راس این هرم هندسی است. محوری‌ترین سخن در این گفتار، تحلیل نقش و جایگاهی است که زن با استفاده از هنر به طور عام و مصرف هنری به طور خاص در فضای خانه و در جامعه همواره می‌خواهد در اختیار داشته باشد.

هنر و کالای هنری بخشی از سرمایه‌ی فرهنگی و ابزاری برای تمایز و قدرت زنانه است که کارکرد آن در قلمرو خانه متفاوت از بیرون از خانه است. صرفنظر از اینکه کالای هنری خانه با کالای هنری بیرون از خانه، عموما باید از هم متفاوت باشند، اما زن خانواده این تفاوت را تشدید کرده و در مسیری هدایت می‌کند که انتهای آن مسیر به تمایز و افزایش سرمایه‌ی چهارگانه‌ی (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین) آن زن در آن خانواده منتهی می‌شود.
افزایش این سرمایه‌ها مساوی افزایش قدرت است. پیشتر گفته شد که تفاوت‌های بیولوژیکی در فرهنگ ما، قلمرو زنانه را محدود کرده است و زن می‌کوشد در همان قلمرو محدود گستره‌ی قدرت فردی یا قدرت جنسیتی و حضور اجتماعی خود را مستحکم و گسترده‌تر نماید تا از عضویت دائمی و رسمی خود در درون شبکه‌ی ارتباطی جامعه‌ای که مرد در آن تسلط بیشتری دارد مطمئن باشد. کانون گسترش قلمرو زنانه خانه است که زن در آن همه‌ی کوشش و قابلیت‌ها و هنر خود را به کار می‌گیرد تا پایه‌های تسلطش بر بخش زیادی از شئون آن خانه و خانواده، اعم از کالای هنری و فراگیری هنر، آشپزخانه، روابط‌های اجتماعی و غیره، مبنای محکمی برای این عمل فرهنگی خود مستحکم کند.
زن، پس از این مرحله و بعد از اینکه به یک ثبات نسبی در این برنامه‌ی خود رسید، در مرحله‌ی بعدی در صدد نشان دادن این سرمایه و قدرت و خویش است تا جایگاه خود در این ساختار را حفظ نماید. منطق زن برای این عمل خود، تمایز است. شیوه‌ی عمل این منطق در اینجا، یا تشخص است که زن در آن با استفاده از سرمایه‌های خود می‌خواهد شخصیت و مرتبه‌ی اجتماعی خود را یادآوری نماید و یا به شیوه‌ی خودنمایی است که با در معرض دید قرار دادن سرمایه‌های خود یا همان کالاهای هنری و غیره در صدد است برتری خود نسبت به دیگران را نشان دهد و یا شیوه‌ای که در آن با برجسته کردن مصارف هنری خود در خانه، وابستگی قومی، ملی و یا تباری خود را برجسته نماید.
اما اقلیتی از زنان هم وجود دارند که بیرون از این چهارچوب هستند و از زمانی که پا به عرصه‌ی هستی گذاشته‌اند یا قدرتمند و ثروتمند هستند و یا بی چیز و به نان شب محتاج که  با هیچ یک از دغدغه‌ها و چالشهای پیشگفته روبرو نیستند دومی فقط برای زنده ماندن می‌جنگند و بس و اولی به دلیل ثروت و قدرت، اما اولی درون این چرخه‌ی تمایز جای می‌گیرد چرا که این گروه با استفاده از ثروتی که در اختیار دارند علاوه بر اینکه انتخاب کالای هنری خانه را در اختیار دارند بلکه اکثر امورات زندگی را در اختیار دارند تا به وسیله‌ی آن خود را از دیگران متمایز نمایند.

برای خواندن متن کامل مقاله، بر روی عکس کلیک کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *